تبليغاتX
پــرنسـس کـوچـولـو


پــرنسـس کـوچـولـو

favorites

دلم برای کسی گرفته است که هرگز ندیدمش
چشمانم چشم به راه کسی هستند که هرگز ندیدنشان
قلبم برای کسی می تپد که نمی دانم کیست !
چشمانم انتظار کدامین مخلوق را می کشند ؟؟
نمی دانم !
قلبم برای چه می تپد ؟؟ خود نیز نمی داند !!
چشمانم میزبان اشک هائی است که مانند مهمانی نا خوانده معلوم نیستند چه زمانی و برای چه می آیند !!
با چه فرمولی اثبات کنم که من انتظار کسی را می کشم که به باورم قسم ندیدمش !!
او کیست ؟؟ خود نیز نمی دانم !! ولی می دانم هست ، وجود دارد . عین من ، عین تو ،  عین خودش !!
نمی گویم از دیار غربت است . نمی گویم از دیار آشنایی است ولی می گویم از دیار مهربانی است .
نمی گویم چشمانش زیباست . نمی گویم رنگ دریا است ولی می گویم چشمانش به دروغ تظاهر نمی کنند که دارند صداقتشان را به رخم می کشند !!
گاهی وقت ها به خودش هم حسودی می کنم !
ای کاش می توانستم ببینمش ولی مرا که به دیار او راه نمی دهند !!
فقط می دانم که او یافتنی است . این را به همه ثابت خواهم کرد .
به هر کس که می گویم می گوید این همه انتظار لیاقت می خواهد که او ندارد . قدرت انسان را ببین که به چیزی که حتی ندیده است دارد قضاوت می کند !!!
آخه از کجا می دانید که او لیاقت ندارد ؟؟ چرا هر کس که از راه می رسد به جای اینکه اثبات کند که بهترین چیزش عشقش است اثبات می کند که فقط عشق او بهترین است !! چرا ؟؟
شوق غم کشیدن در انتظار را بالطبع نمی توان به قلم کشید !! پس همین جا تمامش می کنم
شاید واقعا کسی در راه هست ...



این مطلب رو خودم نوشتم . هرچند می دونم مطلب ادبی نیست ولی به هر حال چیزهائی بود که باید می گفتم !!
نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت توسط پرنسس کوچولو| |

 
 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

استاد شهریار


نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط پرنسس کوچولو| |


وای ، باران
باران ؛
شیشه ی پنجره را باران شست
 از دل من اما
چه كسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ
 من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387ساعت توسط پرنسس کوچولو| |

فرا رسیدن سال جدید میلادی و تولد عیسی مسیح رو به همهء دوستای گلم تبریک می گم 


http://www.christmasbuzz.com/graphics/christmas_graphics_01.gif

اگه بابا نوئل این سال رو بهتون فرصت بده که یه آرزویی رو که خیلی وقت بود تو دلتون هست و هنوز برآورده نشده رو بگید تا برآوردش کنه چی بهش می گفتید ؟؟

* لطفا همهء دوستان به این سوال جواب بدن . نظر خصوصی هم بزارید اشکالی نداره !!!
نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت توسط پرنسس کوچولو| |



زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد ... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد
نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت توسط پرنسس کوچولو| |


Design By : Night Skin